آن هنگام که ماه به ارامی سر بر اشیانه خود فرو می آورد...
آن هنگام که اشعههای سفید رنگ خورشید بر روی رودخانه ای آبی رنگ به نقاشی مینشینند ...
آن هنگام که در میان سیاهی و سفیدی جنگی در حال رخ دادن است...
آن هنگام پریهای بازیگوش رویاهایم، خسته از تلاشی چندین ساعتی،
خسته از نافرجامی به انجام نرساندن رویا
روی آخرین اشعههای نقرهای ماه رقص کنان ناپدید میشوند...
آن هنگام به دیدارم بیا!