دریای بی پایان خاطرات و گرداب های عظیم و غوطه خوردن مداوم من. شور آب شیرینی که دهانم را پر می کند.آسمانی تیره و بی ستاره. ستاره ها کجایند؟ از من دور شده اند. دیگر نمی بینمشان. دیگر هیچ کدامشان چشمک نمی زنند. دیگر نیستند... . و یا شاید... . شاید من از آن ها دور شده ام. و یا چشمان من از آن شب های تب آلود پر غم کم سو گشته اند. آن ها همانجایند. منم که دیگر آن ها را نمی بینم. آسمان من بی ستاره است و من غم آلود و تنها، خسته و درمانده در اقیانوس بی پایان خاطرات غوطه می خورم و شور آب شیرینش دهانم را پر می کند.
حالا میخواستین یه چتی هم روشن میکردین با دوستان گپی هم میزدین و میرفتین
تو دیوانه ای می دونستی؟؟؟؟؟؟؟؟
اتفاقا روشنه ... اما بقیه خوابن ... بعدم اینکه یه سریال دیدم....
من صبحونه نخورده ، تا چشممو باز کردم ، سیستممو روشن کردم.
-----------
بعدشم خانوم جان ، اون پولدار بدبخت معتاد ، ماله منه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بابا پولدار ها دست ما روهم بگیرید
تو که متخصصی تو معتاد شدن و ترکش دیگه باید عادت کرده باشی
:))))))))
حالا هرکی ندونه فکر میکنه من چه بچه خفنی هستم که دم به دقه هی یه مسافر میشم ... یه تازه متولد شده .........
دریای بی پایان خاطرات و گرداب های عظیم و غوطه خوردن مداوم من.
شور آب شیرینی که دهانم را پر می کند.آسمانی تیره و بی ستاره.
ستاره ها کجایند؟ از من دور شده اند. دیگر نمی بینمشان. دیگر هیچ کدامشان چشمک نمی زنند. دیگر نیستند... .
و یا شاید... .
شاید من از آن ها دور شده ام. و یا چشمان من از آن شب های تب آلود پر غم کم سو گشته اند. آن ها همانجایند. منم که دیگر آن ها را نمی بینم.
آسمان من بی ستاره است و من غم آلود و تنها، خسته و درمانده در اقیانوس بی پایان خاطرات غوطه می خورم و شور آب شیرینش دهانم را پر می کند.
مرسی بهروز جان.... نگران نباش... شاید عبوری بوده...
و ممنون از متن ادبیت !!!!!!!!!!!!
این که چندان غریب نیست ... امّا نمیدانم این اتّصالات مجازی آیا در جهت جبران تنهایی حقیقی است، یا مزید بر آن؟
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟