گاهی به آسمان پر ستاره ی خاطرات نظری بیفکن. شاید در میان ستارگان کم سو و فراموش شده اش ستاره ای باشد که ملتمسانه سوسوی نور چشمک محوش را به سوی تو می فرستد. به سوی تو، ستاره ای که در گوشه ی دیگری از آسمان بزرگ هستی پشت به او نشسته ای. چقدر نزدیکیم و چقدر دور. ای کاش ستاره ها این همه از هم فاصله نداشتند.
گاهی به آسمان پر ستاره ی خاطرات نظری بیفکن. شاید در میان ستارگان کم سو و فراموش شده اش ستاره ای باشد که ملتمسانه سوسوی نور چشمک محوش را به سوی تو می فرستد. به سوی تو، ستاره ای که در گوشه ی دیگری از آسمان بزرگ هستی پشت به او نشسته ای.
چقدر نزدیکیم و چقدر دور.
ای کاش ستاره ها این همه از هم فاصله نداشتند.
خب توی اون پاساژ نم تونی مطمئن باشی هرچی میخوایو گیر میاری اما تو مترو نتنها چیزهایی که میخوای بلکه ۱ سری چیزهایی که نم خوایم قطعا گیر میاری
دقیقا!!!!!!!!!!!!!