je deviens fou

Though this be madness, yet there is method in 't

je deviens fou

Though this be madness, yet there is method in 't

۷۱: اندر احوالات کوزه لازم!

*:  من که شبها بیدارم و یا فیلم می بینم و یا بازی می کنم،  روزا هم لالا
- :  خوش به حالت. خودت خوبی؟
*:  شکر خدا.  میگذره
- :  شوهر؟
*:   حرفای نامفهوم؟
- :  شوهر، چه خبر ازش؟
*:  من چه می دونم  تو از شوهرت چه خبر داری ؟
- :   مال من گذاشته رفته.... منم مظلوم ..... صدام در نمیاد ...... معلوم نیست  شوهر من  الان بغل دست کی هست خواهر !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!*:  جدی ها! چشم سفیده بسکه
- :  واقعا،  حالا من هی خانمی میکنم  اون روش زیاد تر میشه  نمیاد  اه اه  باید همون شیوه های قدیمی  زور و اینا رو استفاده کنیم میدونی  !*:    اونم گمون نکنم جواب بده خواهر  !!!!!!!!!!!!!- :  چاره ای سراغ داری ؟
*:  خمره پیدا کنیم اونم دوقلو  حوصلمون سر رفت  از یکی بریم تو اون یکی
- :   ایده ای بس جالب است ترشیش چی باشه خواهر؟  چه نوعی باشد؟ متونع باشه دیگه
*:  من که از این گل کلمی ها خوشم میاد
- :  هر کدوم از خمره ها  از یه نوع
*:  هوووم  یکیشون سالاد شور باشه چطوره؟ خوشمزست ها
- :  می ترسم بخوریمشون  بعدشم  عزیزم میان سرکه میریزن تو خودت میشی اون مواد داخلش
*:  خوب اشکالی نداره. ما ترشی ها رو می خوریم و ملتم میان ما رو می خورن
- :  اره؟
*:  همزیستی مسالمت آمیز
- :  می ترسم  حناق بشیم تو گلوشون  گیر کنیم ها!  زیادی خوش خوراکن مردم
*: چه گویم!!!!!!!!!!!!!!

*:  چه کارا می کنی؟
- :  فقط کار