*: من که شبها بیدارم و یا فیلم می بینم و یا بازی می کنم، روزا هم لالا
- : خوش به حالت. خودت خوبی؟
*: شکر خدا. میگذره
- : شوهر؟
*: حرفای نامفهوم؟
- : شوهر، چه خبر ازش؟
*: من چه می دونم تو از شوهرت چه خبر داری ؟
- : مال من گذاشته رفته.... منم مظلوم
..... صدام در نمیاد
...... معلوم نیست
شوهر من الان بغل دست کی هست خواهر
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!*:
جدی ها! چشم سفیده بسکه
- : واقعا، حالا من هی خانمی میکنم اون روش زیاد تر میشه
نمیاد اه اه
باید همون شیوه های قدیمی زور و اینا رو استفاده کنیم میدونی !
*:
اونم گمون نکنم جواب بده خواهر !!!!!!!!!!!!!- : چاره ای سراغ داری ؟
*: خمره پیدا کنیم اونم دوقلو حوصلمون سر رفت از یکی بریم تو اون یکی
- : ایده ای بس جالب است ترشیش چی باشه خواهر؟ چه نوعی باشد؟ متونع باشه دیگه
*: من که از این گل کلمی ها خوشم میاد
- : هر کدوم از خمره ها از یه نوع
*: هوووم یکیشون سالاد شور باشه چطوره؟ خوشمزست ها
- : می ترسم بخوریمشون بعدشم عزیزم میان سرکه میریزن تو خودت میشی اون مواد داخلش
*: خوب اشکالی نداره. ما ترشی ها رو می خوریم و ملتم میان ما رو می خورن
- : اره؟
*: همزیستی مسالمت آمیز
- : می ترسم حناق بشیم تو گلوشون گیر کنیم ها! زیادی خوش خوراکن مردم
*: چه گویم!!!!!!!!!!!!!!